الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

191

شرح كفاية الأصول

و پوشش است ، درحالىكه ظاهر ، معناى واضح و آشكارى دارد و نيازى به كشف ندارد . « 1 » پس در حمل كلام بر معنايى كه ، ظهور در آن معنا دارد ، تفسير صدق نمىكند و لذا نهى در اخبار ، شامل اين مورد نمىشود . دوم ( و لو سلّم ) اگر گفته شود در مورد حمل كلام بر معناى ظاهرىاش نيز ، كشف القناع و تفسير صدق مىكند و فقط نصّ و محكمات قرآن است كه نياز به تفسير ندارند و در مورد آنها تفسير صدق نمىكند ، خواهيم گفت : حمل ظاهر بر معنايش ، تفسير به رأى نمىباشد ، زيرا مقصود از « رأى » همان اعتبارات ظنّى غير معتبر ( مانند : قياس و استحسان ) است . به بيان ديگر : رأى بر دو گونه است : گاهى رأى و نظر برهانى است و گاهى ظنّى . مقصود از تفسير به رأى كه در روايات نهى شده ، همان نظر ظنّى غير معتبر است ، مثل اين كه شخصى بخواهد با استفاده از قياس يا استحسان ، به تفسير قرآن بپردازد . و مسلّم است كه در مورد حمل خطاب بر معناى ظاهرىاش ، نظر ظنّى غير معتبر وجود ندارد . و انّما كان منه . . . مصنّف در متن مذكور به دو نمونه از موارد تفسير به رأى اشاره مىكند : 1 - حمل لفظ بر معناى خلاف ظاهرش : اين‌چنين حملى كه به خاطر رجحان داشتن معناى خلاف ظاهر به نظر شخص ، صورت مىگيرد ، از مصاديق تفسير به رأى خواهد بود . 2 - حمل مجمل بر يكى از محتملاتش : اين‌چنين حملى نيز كه به خاطر مجرّد مساعدت اعتبار ظنّى برآن ( بدون اينكه از اوصياء سؤال شود ) صورت مىگيرد ، از موارد تفسير به رأى مىباشد .

--> ( 1 ) . مرحوم آية العظمى حاج شيخ هاشم قزوينى در بيان معناى تفسير ، به اين مثال از عرب اشاره مىفرمود كه : « فسّرت المرأة وجهها » ، يعنى زن ، پوشش خود را كنار زد .